کد خبر: 25801
تاریخ انتشار: ۲۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۶:۰۴
کودک و گوشی

امروز زمان جنگ است، جنگی که در گذشته برای همه ما بحران و فاجعه ای به حساب می‌آمد، اکنون اتفاقی است که درحال تجربه آن هستیم و کسانی که بیش از پیش در این بحران آسیب می‌بینند کودکان هستند.

به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ امروز زمان جنگ است، جنگی که در گذشته برای همه ما بحران و فاجعه ای به حساب می‌آمد، اکنون اتفاقی است که درحال تجربه آن هستیم و کسانی که بیش از پیش در این بحران آسیب می‌بینند کودکان هستند. آنها از طریق رسانه‌ها و شبکه‌های ارتباطی، به‌صورت مداوم مورد استرس قرار می گیرند، صدای انفجارها، پدافندها، تهدیدها و... همه تجربه هایی هستند که در هر زمان آسیب های بسیاری را تجربه می کنند.

آنچه زمانی در قاب صفحه‌نمایش‌ها و گفت‌وگوهای روزمره رخ می‌داد، اکنون در واقعیت بازتولید می‌شود. در این میان، کودکان به‌عنوان حساس‌ترین اعضای جامعه، در معرض تجربه‌ بحران قرار گرفته اند، تجربه‌ای که با حضور در میدان حادثه، می‌تواند اثراتی عمیق بر امنیت روانی، احساس اعتماد و ساختارشناختی آنان برجا بگذارد. در این خصوص با دکتر محمد مهدی سید ناصری، حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بین‌الملل کودکان به گفت وگو پرداختیم.


بازخوانی مسئولیت خانواده، جامعه و نظام حقوقی

از منظر حقوق کودک، امنیت روانی بخشی جدایی‌ناپذیر از حق حیات شرافتمندانه و رشد سالم است. کودک حق دارد در محیطی رشد کند که از ترس‌های مداوم، اضطراب‌های القایی و مواجهه کنترل‌نشده با خشونت نمادین مصون باشد. بااین حال، در عصر گردش آزاد اطلاعات، مرز میان حق دسترسی به اطلاعات و حق حفاظت از سلامت روانی کودک به یکی از چالش‌های مهم سیاست‌گذاری اجتماعی تبدیل شده است.

سیدناصری با بیان این مطلب این سوال را مطرح کرد که؛ چگونه می‌توان میان آزادی جریان اطلاعات و ضرورت حمایت روانی از کودکان تعادل برقرارکرده است؟

تجربه بحران در ذهن کودک: فراتر از ادراک بزرگسالانه

کودکان جهان را از دریچه امنیت و پیش‌بینی‌پذیری می‌شناسند. هر عاملی که این ثبات را مختل کند، می‌تواند احساس بنیادین امنیت را تهدید کند. اخبار خشونت، بلایای طبیعی، ناامنی اجتماعی یا فروپاشی اقتصادی، برای بزرگسالان ممکن است داده‌هایی تحلیلی باشند، اما برای کودک، حامل پیام ناامنی وجودی‌اند. کودک توان تفکیک فاصله جغرافیایی، احتمال وقوع یاپیچیدگی‌های سیاسی را ندارد، بنابراین تهدید را شخصی‌سازی می‌کند و آن را به زندگی خود تعمیم می‌دهد.

پژوهش‌های روان‌شناسی رشد نشان می‌دهد مواجهه مکرر با اخبار منفی می‌تواند به افزایش اضطراب، اختلال خواب، وابستگی بیش از حد، افت تمرکز، تحریک‌پذیری و کاهش احساس امید منجر شود. بسیاری از این آثار در لحظه قابل مشاهده نیستند و ممکن است در بلندمدت به صورت مشکلات یادگیری، اختلالات هیجانی یا کاهش اعتماد اجتماعی بروز یابند.

رسانه، اضطراب ثانویه و بازتولید ترس

در عصر رسانه‌های۲۴ ساعته، بحران‌ها نه‌تنها گزارش می‌شوند، بلکه بارها بازنمایی، تکرار و تحلیل می‌گردند. این بازتولید مداوم، نوعی اضطراب ثانویه ایجاد می‌کند, اضطرابی که ناشی از مواجهه مستقیم با خطر نیست، بلکه از مشاهده مکرر تهدید شکل می‌گیرد. برای کودک، تصاویر و روایت‌های تکرارشونده می‌توانند به تجربه‌ای واقعی در ذهن تبدیل شوند. تصویرسازی ذهنی قوی کودکان باعث می‌شودکه شنیدن یک خبر کوتاه، به صحنه‌ای زنده و ترسناک در تخیل آنان بدل شود.

نقش والدین به‌عنوان تنظیم‌کنندگان هیجانی

کودکان احساس امنیت را از طریق رابطه باوالدین تجربه می‌کنند. والدین در شرایط بحران، نقش تنظیم‌کننده هیجانی دارند؛ به این معنا که واکنش‌های آنان به رویدادها، الگوی تنظیم هیجانی کودک را شکل می‌دهد. اگر والدین در مواجهه با اخبار دچارآشفتگی شدید، اضطراب یا خشم مداوم باشند، کودک این هیجانات را جذب و بازتاب می‌کند. در مقابل، حضور آرام، پاسخ‌دهی عاطفی و گفت‌وگوی اطمینان‌ بخش می‌تواند شدت اضطراب کودک را به‌طورچشمگیری کاهش دهد.



هشت گام مراقبتی از کودک در چارچوب علمی و حقوقی

حفاظت از سلامت روان کودکان در مواجهه با اخبار بحران، نیازمند رویکردی آگاهانه و چندبعدی است. راهکارهای زیر، باتکیه بر یافته‌های علمی و ملاحظات حقوق کودک، می‌توانند به‌عنوان چارچوبی عملی مورد استفاده قرار گیرند:
مدیریت مواجهه رسانه‌ای: کاهش مواجهه کودک باتصاویر و روایت‌های خشونت‌آمیزضروری است. شنیدن مکرر اخبار تهدیدآمیزمی‌تواند احساس ناامنی پایدار ایجاد کند.
ایجاد فضای گفت‌وگوی امن: کودک باید بتواند بدون ترس از قضاوت، درباره احساسات خود صحبت کند. شنیده شدن، نخستین گام در کاهش اضطراب است.
خود تنظیمی کلامی و هیجانی والدین: گفت‌وگوهای بزرگسالان درباره بحران‌ها در ظاهر، غیرمستقیم می‌تواند منبع اضطراب کودک باشد. لحن، واژگان و زبان بدن اهمیت دارند.
پیش‌آگاهی متناسب با سن: ارائه توضیح ساده و پیش‌دستانه درباره آنچه کودک ممکن است ببیند یا بشنود، از شوک و سردرگمی جلوگیری می‌کند.
تقویت ارتباط باهمسالان: بازی و تعامل باهمسالان، کودک را از فضای اضطراب‌آلود بزرگسالان دور کرده و حس طبیعی زندگی را بازمی‌گرداند.
استفاده از بازی و بیان خلاقانه: بازی آزاد و نقاشی به کودک امکان می‌دهد هیجانات خود را پردازش و تخلیه کند. این فعالیت‌ها نقش درمانی غیرمستقیم دارند.
کاهش فشارهای عملکردی: افت تمرکز و عملکردتحصیلی در شرایط بحران طبیعی است. سرزنش یا فشار مضاعف می‌تواند اضطراب را تشدیدکند.
پذیرش و نام‌گذاری هیجانات: ترس و خشم واکنش‌های طبیعی به ناامنی‌اند. پذیرش این احساسات به کودک کمک می‌کند آنها را بشناسد و مدیریت کند.

حمایت از کودکان در برابر آثار روانی بحران، صرفاً مسئولیت خانواده نیست. رسانه‌ها، نظام آموزشی، سیاست‌گذاران و نهادهای اجتماعی نیز در این زمینه مسئولیت دارند. تدوین دستورالعمل‌های رسانه‌ای برای پوشش بحران‌ها، آموزش سواد رسانه‌ای، فراهم کردن خدمات سلامت روان و ایجاد فضاهای امن برای کودکان، بخشی از تعهدات اجتماعی در قبال نسل آینده است.کودکان، حافظه زنده جامعه‌اند. نحوه مواجهه آنان با بحران‌های امروز، کیفیت جامعه فردا را شکل می‌دهد. اگر در میان طوفان اخبار و ناامنی‌های اجتماعی، بتوانیم برای کودکان محیطی امن، قابل پیش‌بینی و سرشار از همدلی فراهم کنیم، آنان خواهندآموخت که جهان، علی‌رغم آشوب‌ها، همچنان مکانی برای زیستن، اعتماد و امید است.

حفاظت از سلامت روان کودکان نه یک انتخاب تربیتی، بلکه ضرورتی حقوقی، اجتماعی و انسانی است، ضرورتی که بی‌توجهی به آن، هزینه‌هایی به‌مراتب سنگین‌تر از خود بحران‌ها بر جامعه تحمیل خواهدکرد.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 10 =

آخرین‌ها